محمد مهدى ملايرى
69
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
فارسى كه لفظ شك و ظنّ است مشتق شده است « 1 » علامه قزوينى پس از نقل اين گفتهء خوارزمى كه « از « خمانا » ى فارسى كه به معنى ظن و شك است ( يعنى لابد گمان ) مشتق است گويد و هو قريب من الصواب جدا » « 2 » و علامه دهخدا هم خمانا را به احتمال قوى همان گمان فارسى دانسته . « 3 » بايد افزود كه واژهء گمانه را مقنّيان براى چاهى به كار مىبرند كه در آغاز كار كندن قنات در جايى كه گمان مىكنند آب ده است ولى يقين ندارند مىكنند تا وجود آب و عمق آن را به دست آورند . الجريب خوارزمى آن را از كلماتى كه در « ديوان الضياع و النفقات » به كار مىرفته و از اصطلاحات مساحتگران زمين ذكر كرده و در جاى ديگر معنى ديگرى هم براى آن آورده كه معلوم مىشود در زمان او جريب هم واحد مساحت بوده و هم واحد وزن . « 4 » در واحد مساحت مقدار آن را شصت ذراع در شصت ذراع يعنى سه هزار و ششصد ذراع گفته و در واحد وزن كه آن را از پيمانههاى خراسان شمرده مقدار آن را ده قفيز نوشته ، با تصريح به اينكه اين مقدار در شهرهاى مختلف فرق مىكرده . علت اينكه جريب در هر دو معنى به كار رفته اين است كه اين كلمه در اصل براى وزن يعنى پيمانه بوده و چون به تدريج مقدار زمينى را هم كه به مقدار كشت يك جريب بذر بوده يك جريب زمين خواندهاند ، رفتهرفته استعمال آن در مساحت فزونى يافته و در وزن كاستى گرفته تا جايى كه در قرنهاى بعد عموما براى مساحت به كار رفته است ؛ چنان كه در بعضى جاها مساحت زمين را با فنجان كه واحدى براى اندازهگيرى آب بوده مىسنجيدند و يك جريب زمين را معادل نصف فنجان شمردهاند . « 5 »
--> ( 1 ) . مفاتيح العلوم ، ص 60 ، 61 . ( 2 ) . يادداشتهاى قزوينى ج 2 / ص 44 . ( 3 ) . لغتنامه در واژه تخمين . ( 4 ) . مفاتيح العلوم ، ص 66 و 67 . ( 5 ) . « لسان العرب : و قيل الجريب من الارض نصف الفنجان » .